1404
۲۸ اسفند ۱۴۰۴ تحمل وزن خود را ندارد،
ایستاده بر افق رویداد امید و تباهی
به سال که بنگری خون و خاک
به ماه که بنگری خورشیدش بر بام
روزش هنوز در کشاکش ملی شدن است
۲۹ رمضان ۱۴۴۷ است، که یکی آن را عید می خواند و یکی پیش از عید، دیگران منحوس و فردایی که ممکن است جایش در تقویم نباشد.
تو چه می دانی Nerobefehl را؟
روز چشم گشودن آیشمن به دنیا را
و سه جوان رشید بر دار شدند
و روزی را که ما، در مستی جوانی در آخرین روز دانشگاه شنیدیم برادر بوش به عراق لشگر کشید
و سالگرد روزی که تافته ی عاشقانه ابدی ما از غار تنهایی خویش بیرون زد و جهان را متبرک کرد.
ساختن خانه ای برای رفتن ، یافتن راهی برای ماندن ، شکستن مرزی برای بازگشتن ، شجاعت شاد بودن ، با تمام وجود زیستن. اگر که بودن ، اینگونه بودن.