آواره، Nomad، کوچگرد، هر چه خواستند صدایمان کردند.
قادوس، غراب و قطة در گوشه ی چهار راه "اعمار" به هم رسیدند. با احترام و احتیاط به هم نزدیک شدند و غذای کنار سطل زباله را میان یکدیگر تقسیم کردند. کلاغ سهم کمتر را برداشت و پرید. اما قادوس و قطة می خواستند از زمینی که غذا در آن افتاده بود هم سهمی را تصاحب کنند. پس کم کم کِدی ها سینه خیز از زیر ماشین های پارک شده بیرون آمدند، آلباتروس ها هم از آسمان فرود آمدند و جبهه شکل گرفت. کلاغ که صحنه را مناسب چیزی دیده بود خرمگس آسا به وسط معرکه بازگشت، با جثه ای که در مقابل گربه ها و مرغان دریایی چون لکه ای سیاه و سرگردان می جهید. ناگهان یک جفت دورگه ی انسان-ماشین شتابان از میان صف کشی آنها عبور کرد و همه را پراند و پراکند. به بیان گشوده، "ملکه ی اخلال در نظم طبیعی روابط" که شاهد ماجرا بود، "شهسوار احترام به حدود خودخوانده ی روابط” را متقاعد کرد که با اسکوتر برقی وارد شوند و از جنگی خونین پیشگیری کنند.
در انتهای مهر، حدود ساعت چهار بعد از ظهر مدار سی و پنج درجه شمالی، نور خورشید میزان است. تنها نوری است که اگر حشره ای بالدار بودم می توانستند با آن مرا چند لحظه ای به دام بیاندازند، ولی همزمان با غروب خورشید به مخلوط معلق هوشیاری در تاریکی تبدیل می شدم و فرار می کردم. بسیاری از مردم تاریکی را نمی شناسند و همانطور که پول را معادل بی اعتمادی، کالایی شدن و بهره کشی می دانند، تاریکی را نیز یکپارچه شر، پلیدی، گمراهی و نا امنی تصور می کنند. این از جهل گذشتگان است که با زبانی غیر دقیق، مشاهدات دوگانه انگارانه و مغرضانه خود را به نام خرد برای ما باقی گذاشته اند. تاریکی انواع مختلفی دارد که بیشتر آنها در مقابل نور قرار نمی گیرند. تاریکی ماهیتی یکپارچه نیست و مشکل انسان با آن این است که به صورت طبیعی اهرمی برای کنترلش در اختیار ندارد و نخواهد داشت.
در سند تسویه حساب نهایی حافظه تاریخی ملی آمده است :
بدینوسیله اینجانب ...تاریخ… فرزند...مهبانگ...، به کدجهانی …13.7E9...گواهی و شهادت می دهم که فرزند ارشد من ...ایران… به کد جهانی…2.58E3… کلیه بدهی های ساختاری، کارکردی، هویتی، منابع مالی و طبیعی، قوانین، حکمرانی و روابط اجتماعی و بین المللی خود را با احتساب سود مرکب به تمامی مدعیان شامل «پادشاهان، مغان، شمن ها، جادوگران، زاهدان، صوفیان، عرفا، فقها، متکلمین، متالهین، روحانیون، اجنه، مذهبیون، فئودال ها، کمونیست ها، لیبرال ها، مرتجعین، ملی گرایان، محافظه کاران، مشروطه-خواهان، متجددین، پسا مدرن ها، مردسالاران، مجاهدین، سپاهیان، امامان، پیامبران، خدایان و رندان» پرداخت کرده و زین پس با ساختارهایی داوطلبانه، نوپدید (Emergent)، موقت (Spatio-Temporal)، شبکه ای و غیرقابل پیشبینی، مستقیما توسط جوانان (و نه والدین ذاتا منفعل) در مسیر رشد اداره خواهد شد و هیچ قانون، نسل یا تفکری حق هیچ گونه اعتراضی نداشته و حق هر گونه ادعایی در هر مرجع قانونی از تمامی هستندگان حقیقی و مجازی سلب می شود.
ساختن خانه ای برای رفتن ، یافتن راهی برای ماندن ، شکستن مرزی برای بازگشتن ، شجاعت شاد بودن ، با تمام وجود زیستن. اگر که بودن ، اینگونه بودن.