تبليغاتX
فرافکنی

26

بیست و چهارم فروردین 1388
  کتاب "His Dark Materials" را می خواندم که شب و روز را از من گرفته بود و تخیلم را سیراب می کرد. در حالی که به وضوح می دانستم واقعیت هر روزه ی من ، این زندگی مبتذل وار ساده ، همین سر کار رفتن و آمدن به ظاهر بیهوده ، سرشار از پیچیدگی ها و رموزی است که به خاطر دشواری دیدن آنهاست که به اوهام پناه برده ام. شناخت هر انسانی که با او برخورد میکنم شدیدا می تواند مرموز و کنجکاوی برانگیز باشد. احتمال وجود نیرویی برتر که خدا می نامندش بر پیشبینی ناپذیر بودن اوضاع می افزاید مغز و گفتگوی درونی با خودم که شامل هزاران حلقه بازخورد غیر خطی است... کشش و احساسات متقابل بین دو انسان چیز ساده ای نیست...
 
Blog Skin