Alamutَ
هشتم آبان 1387این است که در این زمان سه نوع و سه تیره از اندیشه سیاسی،
اجتماعی نمود پیدا میکند؛ در سه فردی که مردان شاخص زمان هستند... یکی در
جریان الموت یعنی طغیان حسن صباح و الموتیها که میدانید در طی مدتی
دراز نزدیک دو قرن کشور را ناآرام نگاه داشتند. این یک طغیان بزرگ
معنیدار بوده بر ضد خلافت عباسی، و حکومت ترکهای سلجوقی. بنابراین کم و
بیش در همین زمان خیام است که قلعه الموت و طغیان حسن صباح روی مینماید،
و به نوعی نمودار عکسالعمل ایرانیها در برابر اوضاع و احوالی است که در
واقع باب طبعشان نیست. نوع دوم نمود پیدا میکند در تیره سازش که نظامالملک نمایندهاش قرار میگیرد،
یعنی ایرانی میبیند که چاره نیست، باید به نحوی مماشات کرد و ساخت با
حکومت وقت و درواقع سعی کرد که آنها هرچه بیشتر به طرف فرهنگ ایران کشیده
شوند، آنها را هرچه بیشتر اهلی کرد. این تیره تبلورش و نمودارش در
نظامالملک است، بعد در خانواده وزرا که اکثرشان کشته میشوند، برای اینکه
این برخورد، برخورد کوچکی نبوده است. کشمکشی است میان تیره ایرانی و تیره
ترک که مسلط شدهاند. در این صف کسانی هستند چون نظامالملک و پسرهایش و
کسانی چون عمیدالملک و دیگران. اینان غالباً سر سالم به گور نمیبرند، چون
اختلاف عمیق است. خود نظامالملک هم میدانید به آن صورت کشته شد. این هم
یک تیره فکر است، یک کوشش تا حدی نومیدانه تا بلکه بتواند آشتی بدهد بین
حکومت و فرهنگ ایرانی. ولی قضیه با تشنجهای بزرگ همراه است و همانطور که
گفتیم با جنگهای داخلی، وزیرکشی و غیره.
اما یک تیره سومی هم هست که اندیشه متفکران را بازتاب میدهد. آنها میخواهند راه چارهای پیدا کنند، دریچه نفسکشی بیابند، برای آنکه بشود زندگی کرد. این است که یک شاخه آن میرود به عرفان، شاخه دیگرش در اندیشه خیامی نمود میکند. سنایی نخستین گوینده عرفانی در ایران میشود. بعد نوبت میرسد به عطار و کسان دیگر، تا در مولوی به اوج برسد. چون نمیشود چیزی را عوض کرد، و اوضاع زمانه نیرومندتر از آن است که بشود در مقابلش ایستاد، یا میبایست روش حسن صباح را در پیش گرفت، یا سیاست نظامالملک که دوات را در کنار شمشیر مینهد، و یا از کلام بیرون ریخت، چون خیام و عارفان. شاید از این طریق بشود قدری آرامش به دست آورد. چه، انسانی که در اجتماع زندگی میکند، انتظار مشروعش این است که نوعی سامان اجتماعی و گشایش همگانی در کار آید و حکومت آسایش نسبی به مردم ارزانی دارد. ولی وقتی این اعتقاد سلب شد، امکانش از دست داده شد، نجات فردی مطرح میگردد. هر کسی برای خودش در چهار دیواری خودش و در درون ضمیر خویش یک فضای قابل تحمل جستجو میکند. دلخوشی خیالی و معنوی، جای دلخوشی عملی را میگیرد. راه حل معنوی نیز دو شاخه میشود، یکی میرود به طرف سنایی که عرفانی میشود، دیگری میرود به طرف خیام، که استدلالی است.
داستان «سه یار دبستانی» ولو با واقعیت تاریخی تطبیق نکند، باز هم معنیدار است. این سه تن که سه یار دبستانی خوانده میشوند، یعنی حسن صباح، نظامالملک و خیام، هرکدام طریقی در پیش میگیرند، و هر سه چارهای میجویند و هر سه هم فرد شاخص زمان خود میشوند. اشاره داشتیم که حسرت دوران ایران باستان همینطور در ذهن این شاعران بعد از اسلام جنجال داشته که به عنوان یک دوره بر باد رفته سپری شده است. میخواهند از آن نتیجهگیری کنند که دنیا چقدر بیاعتبار است.
(دکتر اسلامی ندوشن)
اما یک تیره سومی هم هست که اندیشه متفکران را بازتاب میدهد. آنها میخواهند راه چارهای پیدا کنند، دریچه نفسکشی بیابند، برای آنکه بشود زندگی کرد. این است که یک شاخه آن میرود به عرفان، شاخه دیگرش در اندیشه خیامی نمود میکند. سنایی نخستین گوینده عرفانی در ایران میشود. بعد نوبت میرسد به عطار و کسان دیگر، تا در مولوی به اوج برسد. چون نمیشود چیزی را عوض کرد، و اوضاع زمانه نیرومندتر از آن است که بشود در مقابلش ایستاد، یا میبایست روش حسن صباح را در پیش گرفت، یا سیاست نظامالملک که دوات را در کنار شمشیر مینهد، و یا از کلام بیرون ریخت، چون خیام و عارفان. شاید از این طریق بشود قدری آرامش به دست آورد. چه، انسانی که در اجتماع زندگی میکند، انتظار مشروعش این است که نوعی سامان اجتماعی و گشایش همگانی در کار آید و حکومت آسایش نسبی به مردم ارزانی دارد. ولی وقتی این اعتقاد سلب شد، امکانش از دست داده شد، نجات فردی مطرح میگردد. هر کسی برای خودش در چهار دیواری خودش و در درون ضمیر خویش یک فضای قابل تحمل جستجو میکند. دلخوشی خیالی و معنوی، جای دلخوشی عملی را میگیرد. راه حل معنوی نیز دو شاخه میشود، یکی میرود به طرف سنایی که عرفانی میشود، دیگری میرود به طرف خیام، که استدلالی است.
داستان «سه یار دبستانی» ولو با واقعیت تاریخی تطبیق نکند، باز هم معنیدار است. این سه تن که سه یار دبستانی خوانده میشوند، یعنی حسن صباح، نظامالملک و خیام، هرکدام طریقی در پیش میگیرند، و هر سه چارهای میجویند و هر سه هم فرد شاخص زمان خود میشوند. اشاره داشتیم که حسرت دوران ایران باستان همینطور در ذهن این شاعران بعد از اسلام جنجال داشته که به عنوان یک دوره بر باد رفته سپری شده است. میخواهند از آن نتیجهگیری کنند که دنیا چقدر بیاعتبار است.
(دکتر اسلامی ندوشن)

Nikon D40X - Alamut Castle - Iran

