قدر خودم را می دانم و خوب گربگی میکنم ...
هفتم شهریور 1387
با او همراه شدم تا به دیدار جمعی دکتر و نقاش و قهرمان ورزشی افسرده برویم... در مرکزی در کرج ، که نگهدارندگان آن ، خانه خود را فروخته اند تا از اینان نگهداری کنند ؛ سه باکس سیگار فروردین و 120 موز خرید تا تقاضاهایی را که در دیدار قبلی از او داشتند برآورده کند...



Nikon D40x - 28 Aug 2008 - karaj - at a Madhouse
به مرد پشت میله ها بنگرید (مرد پشت دنیا) ...
من در ماشین و زیر کولر لم داده بودم حتی نیم نگاهی به پشت سرم ننداختم ، حتی یک بار ...
به خانه که رفتم ، کنسرو و کالباس و آب معدنی و ماست و خاک دستشویی و ناز و نوازش تمامی خانواده در انتظارم بود ...
به مرد پشت میله ها بنگرید (مرد پشت دنیا) ...
من در ماشین و زیر کولر لم داده بودم حتی نیم نگاهی به پشت سرم ننداختم ، حتی یک بار ...
به خانه که رفتم ، کنسرو و کالباس و آب معدنی و ماست و خاک دستشویی و ناز و نوازش تمامی خانواده در انتظارم بود ...

Nikon D40x - 28 Aug 2008 - karaj - at my house
او میگوید :
من می دانم که گربه هستم ، پس تا حدی که یک گربه می تواند ، گریگی خوبی می کنم و لایق این نازو نعمتم ، تمام امکاناتم را به کار گرفته ام تا گربه خوبی باشم.
اما این سرآمدان ، قدر خود را ندانسته اند ، تصمیم غلطی گرفته اند ، اسیر ذهن خود شده اند ،
همیشه کسی نیست که ما را به خود برگرداند و به قدرتهای نهفته مان آگاهمان کند.
او میگوید :
من می دانم که گربه هستم ، پس تا حدی که یک گربه می تواند ، گریگی خوبی می کنم و لایق این نازو نعمتم ، تمام امکاناتم را به کار گرفته ام تا گربه خوبی باشم.
اما این سرآمدان ، قدر خود را ندانسته اند ، تصمیم غلطی گرفته اند ، اسیر ذهن خود شده اند ،
همیشه کسی نیست که ما را به خود برگرداند و به قدرتهای نهفته مان آگاهمان کند.
